خرید بک لینک

سوتی



بچه ها داشتم درس میخوندم نمیدونم چرا یهو وسطش یادم افتاد ک زیر پست یکی تون کامنت دادم ( اصلا یادم نمیاد به کی و حتی کامنتم چی بود ) فقط یادم میاد به مسکراتی گفتم منکراتی واقعا چرا حالا باید وسط درس یادم بیوفته؟ تف؛/ _ اصلا نمیفهمم اصلا اصلا اصلا چون از اول سال اصلا برا عمومی ها وقت نزاشتم ، مخصوصااااا زبان ، انقدر ک برام سخته همش ازش فراری ام اره خلاصه الا وحشت دارم ازش هرچی ام میخونم نمیفهمم چون اعتماد ب نفسشو ندارم متاسفانه

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

سلاااام از زبانواقعا دیگ آخریشو ول کردم دیگ انقدر حالم بد شد؛///دیگ یهو دیدم گفتن ۱۵ دقه مونده ، منم استرسسسس ، دستم هزار بار لرزید تا آخریشم پر کردم؛/جزئیات بیشتر درباره سلاااام از زبانواقعا، آزمون، بخشه، کردم، خوردم_صبح ۶ مامان بیدارم کرد گفت پاشو حساااابی صبونه بخور، امتحان قبلیم اولین باری بود ک کم صبحانه خوردم داشتم غش میکردم ، امروز با اینکه زیاد خوردم ولی باز دارم غش میکنم ، مرسی از ر ک موقع خروج آزمون بهم آب‌نبات چوبی خوشمزه داد واقعا قندم افتاده بود‍♀️ هیچی ام نمیزارن ببریم سر آزمون یعن

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

مخاطبِ عزیزم:))))



سلام عزیزِ دل، من واقعا از شما معذرت میخوام باور کنید که همون روز خواستم جوابتون رو بدم متا وقتی رو آدرس صفحه تون کلیک کردم چیزی بالا نیاورد ( من معمولا جواب کامنت مخاطب هام رو تو صفحه ی خودشون میدم ) برا همین جواب ندادم اما خب با وجود اینکه الانم برام آدرس نزاشتین مجبورم همین جا جوابتون رو بدم❣️ ____ خب بریم که جواب بدم "من یه مادرم" عزیزم ، اون پست من جوری نوشته شده بود ( درواقع بد نوشته بودم ) که فقط مخاطب های همیشگی م متوجه ش میشدن برا همین

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

مریم

تو همون صفحه نخست



یه پستی بالا میاد با مضمون " مریم جانم .... "

جزئیات بیشتر درباره مریم

مریم، ساعت، میکنم، میخوره، نمیخواد

آقا منم هربار اول فکر میکنم طرف با منههه انقدر ذووووق میکنم

بعد که ادامه ش رو میخونم متوجه میشم با من نیست میخوره تو ذوقم

امروز فقط یکی ۲ ساعت برق داشتیم .

بررسی کامل مریم

دیگ حس درس خوندن ندارم ، دیگ دلم نمیخواد حتی برقه ورق بزم حالم داره از این وضعیت بهم میخوره

دلم میخواد با مامان حرف بزنم ، البته در عدم حضور دیگران

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

رکب خوردیم؛/چون فکر میکردم صبح امتحانهیه لحظه رفتم تلگرام ، جزئیات بیشتر درباره رکب خوردیم؛/هویت، میکردم، فردا، شیمی، صبحههههبقیهدیدم فقط راجب دینی ۱۱ امی ها واسه فردا صحبته ، ۱۲ امی ها ام همه داشتن شیمی میخوندن گفتم خدایااااا چیشده چرا اینطور شده بررسی کامل رکب خوردیم؛/بعد متوجه شدم اصلا هویت امروز صبح نی ؛/ فردا صبحههههبقیه ام دارن تو فورجه هویت شیمی میخونن‍♀️منم که یروز زودتر هویت رو بستم ، ممنان از سهل انگاری برای اولین بار؛/نکات مهم رکب خوردیم؛/شو خوش

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

هویت:

نشستم مداحی مهدی رعنایی گوش دادم و زار زار گریه کردم



حالا الا دارم به این فکر میکنم که چطوری ۱۰ درس هویت مرور کنم و نهایی کار کنم و صبح ساعت ۶ سر جلسه باشم

جزئیات بیشتر درباره هویت:

هویت، کنیکاش، مداحی، نهایی، مرور

ولی باورت نمیشه چقدر خوب بود این تیکه از مداحی ش که میگفت :

دنیا منو پس زده کاش تو بغلم کنی

کاش من رو یه قطعه از سنگای حرم کنی

بررسی کامل هویت:

کاش ول نکنی منو کاش خسته نشی ازم

کاشکی بگیره خدا جون منو تو حرم

برچسب: نویسنده: moshavesh تاريخ: سه شنبه 6 مرداد 1405 ساعت: 1:24

صفحه بندی